بابا صفرى
330
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
بدون محاكمه و بدون دفاع آنها در اطاق دربسته ، كه دور از روح آزاديخواهى بوده است ، انتقاد شده است . به نظر ايشان « درست است كه مشروطهخواهان طرفدار قانون و عدالت بودند ولى در انقلاب از اين زيادهرويها خيلى رخ ميدهد . . . » . 5 - از جمله ايرادهاى ايشان « تأييد » ما از آقا ميرزا على اكبر مرحوم و سعى ما بر « پاكنهاد و سالم » نشان دادن آن مرد است . اين تنها آقاى واهبزاده نيست كه دربارهء ايشان چنين عنوان مىكند بلكه ديگرانى هم از اين حيث بر ما خرده گرفته نكوهش كردهاند . چنان كه جمع ديگرى نيز ما را در عكس اينجهت سرزنش نمودهاند . ما با توجه بدرستى روشى كه در پيش گرفتهايم بايد با كمال احترام در جواب هردو دسته بگوئيم كه وقايع تاريخى را نميتوان با احساسات اين و آن يا مصالح شخصى خود و ديگران تعبير و توجيه كرد . حوادث تاريخى تابع اسناد و مدارك است . حاصل تحقيق در مآخذى كه ما بدست آوردهايم و پرس و جوهائى كه از مطلعين ، اعم از موافق و مخالف ، كردهايم آنست كه در كتاب آوردهايم . اگر ناصواب است بايد سند و مدركى ارائه گردد كه از لحاظ تاريخ قابل توجه و اعتنا باشد . 6 - يكى ديگر از نكات ضعف « اردبيل در گذرگاه تاريخ » به نظر ايشان اينست كه ما وارد فلسفهء تاريخ نشده علل حوادث را كندوكاو ننمودهايم . چه اگر چنين ميكرديم ميتوانستيم ريشههاى وقايع و اتفاقات را مثلا در مسائل اقتصادى يا اختلافات فاحش طبقاتى و نظاير آنها دريابيم و خوانندگان را بواقعيت امور رهنمون باشيم . ما در عين حال كه بايشان حق ميدهيم براى كار خود نيز دلايلى داريم . و آن اينكه سعى ما بر اين بود ( و هست ) كه پيش از هرچيز خود وقايع و اتفاقات را گرد آوريم و از از بين رفتن و فراموش شدن آنها جلوگيرى كنيم . خود اين امر وقت و تلاش زيادى ميخواهد و مجال هركار ديگرى را از شخص ميگيرد ، بويژه آنكه عمرها قابل اعتبار نيست ، با استمداد از عنايات الهى ، در فرصت موجود ، ميخواهيم كارى را كه شروع كردهايم به جائى برسانيم . اگر درصدد تجزيه و تحليل وقايع برآئيم هرآينه از اين مقصود بدور ميمانيم .